آخرین بروزرسانی در 1 آذر, 1404 توسط سردبیر
رابطه میان دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق ایالات متحده، و محمد بنسلمان، ولیعهد قدرتمند عربستان سعودی، به عنوان یکی از غیرمتعارفترین و سوداگرانهترین اتحادهای سیاسی دوران معاصر شناخته میشود. برخلاف رویههای معمول در روابط بینالملل که بر مبنای منافع استراتژیک بلندمدت، دموکراسی، حقوق بشر یا حداقل ثبات منطقهای بنا میشود، این پیوند به طور آشکار بر ستونهای حمایت سیاسی مستقیم و معاملات مالی متقابل استوار گشت و به یک الگوی بحثبرانگیز در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد.

ریشههای غیرمتعارف پیوند ترامپ و بنسلمان
بازگشت محمد بنسلمان به صحنه سیاسی آمریکا پس از هفت سال دوری، که عمدتاً ناشی از انزوای بینالمللی پس از ماجرای قتل فجیع جمال خاشقجی بود، با استقبالی فراتر از انتظار و بسیار ویژه از سوی دونالد ترامپ همراه شد. این استقبال شامل ضیافتهای رسمی سطح بالا و برگزاری نشستهای اختصاصی برای سرمایهگذاریهای عظیم میشد. این اقدامات، تلاشی واضح و سازمانیافته از سوی ترامپ برای بازسازی وجهه ولیعهد سعودی در عرصه جهانی بود؛ وجههای که به شدت توسط نهادهای اطلاعاتی و حقوق بشری بینالمللی خدشهدار شده بود. ماهیت این روابط، پیام روشنی را به ریاض منتقل میکرد: تا زمانی که پول در میان باشد، خط قرمزی در زمینه اخلاقیات و حقوق بشر وجود نخواهد داشت.
قتل خاشقچی و دفاع قاطع ترامپ از ولیعهد سعودی
اوج این رابطه حمایتی در پی قتل فجیع جمال خاشقجی، روزنامهنگار منتقد سعودی و ستوننویس واشنگتنپست، در کنسولگری عربستان در استانبول نمایان شد. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا گزارشهای محکمی مبنی بر دستور مستقیم محمد بنسلمان برای این عملیات ترور ارائه کردند. با این حال، در اقدامی کاملاً غیرمعمول در تاریخ دیپلماسی آمریکا، رئیسجمهور وقت، دونالد ترامپ، قاطعانه پشت بنسلمان ایستاد. او ولیعهد سعودی را از هرگونه تحریمهای هدفمند و از فشارهای فزاینده کنگره که خواهان پاسخگویی بود، محافظت کرد. ترامپ، علناً منافع اقتصادی کوتاهمدت و معاملات نظامی بزرگ را بر ارزشهای حقوق بشری و پاسخگویی اطلاعاتی کشورش ترجیح داد و این امر به عنوان یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات او در حوزه سیاست خارجی ترامپ به شمار میرود.
پاداشهای مالی و احیای کسبوکارهای ترامپ از سوی عربستان
دلیل این ستایش و حمایت تمامقد ترامپ، ریشه در نیازهای مالی شخصی رئیسجمهور سابق داشت. رابطه مالی میان ترامپ و ریاض در دورهای پس از ریاست جمهوری او، به ویژه پس از واقعه یورش ۶ ژانویه به کنگره، حیاتیتر شد. پس از این واقعه، بسیاری از بانکهای بزرگ، شرکتهای معتبر و حتی شرکای تجاری قدیمی، به دلیل نگرانیهای اخلاقی و سیاسی، همکاری خود را با کسبوکارهای ترامپ قطع کردند. این افول مالی و انزوای تجاری داخلی، ترامپ را به شدت آسیبپذیر و وابسته به منابع مالی جایگزین کرد. در این مقطع حساس، عربستان سعودی به یکی از مهمترین و بزرگترین منابع معاملات جدید برای امپراتوری تجاری ترامپ تبدیل شد.
معاملات میان طرفین، ابعادی میلیاردی پیدا کرد و به زمینههای مختلفی گسترش یافت. محمد بنسلمان به ازای مشروعیتی که ترامپ به او بخشیده بود، پاداشهایی کلان را در قالب قراردادهای تجاری و سرمایهگذاریهای سودآور به خانواده و شرکتهای ترامپ سرازیر کرد. یکی از بارزترین مثالها، تعهد ولیعهد مبنی بر سرمایهگذاری ۱ تریلیون دلاری در زیرساختها و فناوریهای جدید در ایالات متحده بود. همچنین، راهاندازی لیگ پرحاشیه LIV Golf توسط سعودیها و میزبانی مسابقات در زمینهای گلف متعلق به ترامپ، میلیونها دلار به کسبوکار رو به زوال او تزریق کرد. این تزریق مالی نه تنها یک معامله تجاری بود، بلکه اقدامی هوشمندانه برای تقویت برند ترامپ و متعهد کردن او به دفاع از منافع سعودیها در آینده به شمار میرفت.
نگرانیهای استراتژیک و نقض بند امتیازات خارجی در روابط ترامپ و عربستان
این حجم از معاملات و حمایتهای متقابل، به ویژه در مورد فناوریهای نظامی، با نگرانیهای عمیق نهادهای دفاعی آمریکا همراه بود. مقامات پنتاگون به طور خاص نگران بودند که انتقال فناوریهای حساس و پیشرفته جنگندههای F-35 به عربستان سعودی میتواند به دلیل همکاریهای گسترده ریاض با چین، در نهایت به افشای اطلاعات محرمانه آمریکا به پکن منجر شود. این نگرانیها نشان میدهد که منافع مالی شخصی ترامپ تا کجا توانسته است منافع استراتژیک ملی و امنیت درازمدت آمریکا را تحتالشعاع قرار دهد.
علاوه بر مسائل اخلاقی، این معاملات ابعاد قانونی نیز پیدا کردند. نهادهای نظارتی و منتقدان سیاسی آمریکا، این تراکنشهای مالی کلان از سوی یک دولت خارجی به کسبوکار رئیسجمهور سابق یا خانواده او را به عنوان نقض احتمالی «بند امتیازات خارجی» (Emoluments Clause) در قانون اساسی آمریکا میدانند. این بند، مقامات دولتی را از دریافت هدایا، پرداختها یا امتیازات از دولتهای خارجی بدون تأیید کنگره منع میکند. با این حال، ترامپ و متحدانش همیشه این انتقادات را رد کرده و معاملات را صرفاً تجاری دانستهاند.
در نهایت، الگوی حکمرانی که ترامپ در روابط با ولیعهد سعودی اجرا کرد، بیانگر تبدیل شدن سیاست خارجی از یک چارچوب استراتژیک و ارزشی به یک رابطه کاملاً معاملهمحور و شخصی است: ترامپ، امنیت و حمایت سیاسی در بالاترین سطح را به محمد بنسلمان ارائه میدهد، و بنسلمان، در مقابل، این حمایت را با پول نقد، سرمایهگذاریهای هنگفت و پروژههای سودآور برای تقویت داراییها و خانواده ترامپ پاداش میدهد. این فرمول ساده، دلیل ستایش بیحد و مرز ترامپ از شاهزاده سعودی و ماهیت واقعی سیاست خارجی ترامپ را به روشنی توضیح میدهد.
مطالب مرتبط
- پزشک متخصص قلب در اسلامآباد غرب؛ اختلافات ملکی او را به کام مرگ کشاند
- دانلود آهنگ عشق دلخواهم از کامران مولایی
- چطور زبان انگلیسی یاد بگیریم؟
- سرهنگ مهدی سلمان به ریاست شمارهگذاری پلیس راهور اصفهان منصوب شد

من مرتضی تبسمی هستم و بیش از 26 سال هست که در دنیای خبر فعال هستم.









